مکانیسم انتقال مواد درهمودیالیز
مکانیسم انتقال مواد درهمودیالیز
دیالیز پروسه ای است که در آن بین محلول B,A توسط یک ممبران نیمه تراوا ارتباط برقرار می شودو محتویات محلول ها تغییر پیدا می کند. این ممبران نیمه تراوا را می توان به صورت یک پرده سوراخ دار در نظر گرفت. مولکول های آب و موادی با وزن مولکولی کم می توانند از سوراخ های ممبران عبور کرده و جا به جا شوند، اما موادی با وزن مولکولی بیشتر (مثل پروتئین ها) نمی توانند از این ممبران نیمه تراوا عبور کنند و میزان این مواد در دو طرف ممبران ثابت باقی می ماند.
مکانیسم های ترانسپورت مواد
موادی که می توانند از سوراخ های ممبران عبور کنند با دو مکانیسم متفاوت جا به جا می شوند: دیفوزیون و
اولترافیلتراسیون.
الف- دیفوزیون یا انتشار
حرکت مواد بر اساس انتشار، نتیجه حرکت انتقالی مولکول هاست . وقتی مولکول های مواد موجود در محلول A حرکت کنند به ممبران نیمه تراوا برخورد می کنند . اگر این مولکول وارد سوراخ هایی از ممبران با سایز مناسب شوند از ممبران عبور کرده و وارد محلول B خواهند شد. به همین ترتیب موادی با وزن مولکولی کم در محلول B می توانند از ممبران عبور کرده در جهت مخالف و وارد محلول A شوند.
اهمیت گرادیان غلظتی در انتشار مواد
میزان عبور یک ماده مثل ماده X از محلول A به محلول B و برعکس وابسته است.
به فرکانس برخورد مولکول های ماده X به هر دو سمت ممبران. فرکانس برخورد مولکول های ماده X ممبران در ارتباط است با غلظت های نسبی ماده X درهر سمت ممبران، برای مثال اگر غلظت ماده X در محلول A 100 میلی مول و در محلول B 1میلی مول باشد احتمال اینکه یک مولکول از ماده X به سمت A ممبران برخورد کند (برخورد با یک سوراخ و عبور از ممبران و ورود آن به داخل محلول B )بسیار بیشتر از احتمال برخورد یک مولکول از ماده X به سمت B ممبران (و عبور آن به داخل محلول B) است. پس میزان انتقال یک ماده از محلول A به محلول B بیشتر خواهد بود زمانیکه گرادیان غلظتی بین این دو محلول از نظر آن ماده خاص بیشتر باشد.
اهمیت وزن مولکولی در انتشار مواد
هر چه وزن مولکولی یک ماده بیشتر باشد سرعت انتقال آن از یک ممبران نیمه تراوا کندتر خواهد بود. دلایل این مسئله در ارتباط است با سرعت و سایز مولکول.
سرعت: سرعت یک مولکول در یک محلول ارتباط معکوس دارد با وزن آن مولکول . برای مثال سرعت یک مولکول با وزن 200 دالتون کمتر از یک مولکول باوزن 100 دالتون خواهد بود. مولکول های کوچکتر سرعت حرکت بیشتری دارند و بیشتر به ممبران برخورد کرده ومیزان انتقال آنها به صورت انتشار از ممبران بیشتر خواهد بود . مولکول های بزرگ حتی آنهایی که به راحتی می توانند از سوراخ های ممبران عبور کنند به آهستگی از این ممبران عبور می کنند چون سرعت حرکت آنها کمتر است و برخورد آنها با ممبران کمتر خواهد بود.
سایز: وزن مولکولی یک ماده ارتباط زیادی با سایز آن دارد. در صورتیکه سایز مولکولار یک ماده مساوی یابیشتر از سایز سوراخ های ممبران باشد این ممبران از عبور آن ماده به صورت نسبی یا کامل جلوگیری خواهد کردد.
اهمیت مقاومت ممبران در انتشار مواد
مقاومت ممبران به دلیل خود ممبران : مقاومت ممبران برای عبور مواد زیاد خواهد بود در صورتیکه ممبران ضخیم باشد یا تعداد سوراخ های آن کم باشد و یا سوراخ ها تنگ باشند.
مقاومت ممبران به دلیل لایه مایع مخلوط نشده مجاور ممبران : لایه های مخلوط نشده مایع در دوطرف ممبران باعث مهار انتشار می شود چون گرادیان غلظتی مؤثر در دو طرف ممبران را کاهش می دهد . ضخامت این لایه های مایع مخلوط نشده متأثر است از سرعت جریان محلول دیالیز و سرعت جریان خون و نیز طرح و الگوی ممبران.
ب- اولترافیلتراسیون
مکانیسم دوم انتقال مواد از یک ممبران نیمه تراوا عبارتست از اولترافیلتراسیون (انتقال همرفتی). مولکول های آب سیار کوچک هستند و می توانند از تمامی ممبران های نیمه تراوا عبور کنند. اولترافیلتراسیون زمانی رخ می دهد که آب توسط نیروهای هیدرواستاتیک یا نیروهای اسموتیک از یک ممبران عبور کند. (پروسه های آنالوگ آن عبارتست از جریان باد در اتمسفر و جریان آب در اقیانوس ها).
موادی که به راحتی از سوراخ های ممبران عبور می کنند همراه آب جابه جا خواهند شد (پروسه ای که Solvent drag گفته می شود.) آب عبور کرده از ممبران همراه با مواد داخل آن مشابه با غلظت های اصلی آن خواهد بود. مواد بزرگتر به خصوص آنهایی که از سوراخ های ممبران بزرگتر هستند از ممبران عبور نخواهند کرد. برای این مواد بزرگتر، ممبران مانند یک غربال عمل می کند.
هیدرواستاتیک اولترافیلتراسیون
اختلاف فشار دو طرف ممبران (TMP) : حین دیالیز خونی آب همراه موادی با مولکول های کوچک از سمت خون به سمت محلول دیالیز حرکت می کندکه این انتقال بر اساس گرادیان فشار هیدرواستاتیک بین خون و محلول دیالیز اتفاق می افتد .میزان اولترافیلتراسیون وابسته است به اختلاف فشار دو طرف ممبران (فشار در سمت خون منهای فشار در سمت محلول دیالیز).
اولترافیلتراسیون Coefficient(Kuf) : نفوذپذیری ممبران های صافی دیالیز به آب اگر چه زیاد است می تواند بسیار متغیر باشد و نتیجه ای است از ضخامت ممبران و سایز سوراخ های ممبران،نفوذپذیری ممبران به آب مشخص می شود با اولترافیلتراسیون Coefficient یا kuf . kuf میلی لیتر مایعی است که در ساعت از ممبران عبور می کند به ازای یک میلی متر جیوه گرادیان فشاری در دو طرف ممبران.
اسموتیک اولترافیلتراسیون
حرکت آب و محتویات آن براساس اختلاف فشار اسموتیک را اسموتیک اولترافیلتراسیون می نامند که اهمیت اصلی آن در دیالیز صفاقی می باشد.
اثرات اولترافیلتراسیون بر کلرانس مواد
درحالیکه برداشت انتشاری مواد وابسته به سایز مولکول های آنهاست، اولترافیلتراسیون تمام مواد با سایز مولکولی کوچکتر از سایز سوراخ های ممبران به میزان مشابه انجام می گیرد. این اصل باعث ابداع تکنیک های دیالیز خونی شده که از طریق آن می توان مقادیر زیادی اولترافیلتراسیون (بیشتر از آنچه جهت حفظ یوولمی لازم است) را با انفوزیون مایع جایگزین کرد.
درمان اکستراکورپوریالی که در آن اولترافیلتراسیون راه اصلی برداشت مواد است هموفیلتراسیون یاهمودیافیلتراسیون (هموفیلتراسیون همزمان با همودیالیز ) گفته می شود. اگر چه همودیالیز و هموفیلتراسیون از نظر برداشت مواد کوچک مثل اوره (وزن مولکولی برابر 60 دالتون) با یکدیگر قابل مقایسه هستند اما برداشت مواد با وزن مولکولی بزرگتر و با قابلیت انتشار کم مثل اینولین (وزن مولکولی برابر 5200 ) توسط هموفیلتراسیون بیشتر است.
برداشت ترکیبات متصل به پروتئین
کلیه نرمال اسیدها و بازهای متصل به پروتئین رادتوکسیفیه می کند. به دلیل اتصال به پروتئین ها این مواد به میزان کمی فیلتر می شوند لذا عمدتاً گلومرول ها را bypass می کنند. اما در شبکه مویرگی خاص این مواد به درجاتی از آلبومین جدا می شوند و توسط سلول های پروکسیمال توبول برداشت می شوند و سپس ترشح می شوند به داخل لومن توبولار و توسط ادرار دفع می شوند. بعضی ترکیبات متصل به پروتئین (متصل به آلبومین و پروتئین های کوچک) همراه با پروتئین های حامل خود به داخل گلومرول فیلتر می شوند ودر پروکسیمال توبول پروتئین های فیلتر شده همراه مواد متصل به آنها کاتابولیزه می شوند.
بعضی اختلالات همراه با یورمی ممکن است به دلیل تجمع ترکیبات متصل به پروتئین باشد. برداشت ترکیبات متصل به پروتئین توسط همودیالیز وابسته است به درصد بخش آزاد آن ترکیب در پلاسما (بخشی که در معرض دیالیز قرار می گیرد). همچنین برداشت این مواد وابسته است به اینکه با چه سرعتی بخش آزاد توسط بخش متصل به پروتئین جایگزین می شود. موادی که به شدت به پروتئین ها متصل هستند با بخش آزاد کم در پلاسما تنها به میزان قابل اغماض توسط همودیالیز برداشت می شوند. استفاده از شارکول هموپرفوزیون کاملاً مؤثر است در کاهش غلظت خونی ترکیبات متصل به پروتئین اما این روش به صورت روتین در درمان طولانی مدت یورمی مورد استفاده قرار نمی گیرد.
موارد استفاده بالینی انتشار و اولترافیلتراسیون
برداشت مواد از نقطه نظر صافی (دیالیز)
الف- انتشار
مسیر همودیالیز
در جریان همویالیز دردو طرف صافی یا دیالیز،خون و محلول دیالیز قرار دارد. محلول دیالیز شامل آب خالص شده ای است که به آن سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیوم، کلر، بیکربنات، و دکستروز اضافه شده است. مواد زائد با وزن مولکولی کم که در خون بیماران یورمیک تجمع می یابد در محلول دیالیز وجود ندارد، به همین دلیل وقتی خون افراد یورمیک در مجاورت محلول دیالیز قرار می گیرد، در ابتدا میزان خروج این مواد از خون به داخل مایع دیالیز بسیار بیشتر از برگشت آنها از مایع دیالیز به داخل خون است. در نهایت وقتی خون و مایع دیالیز در تماس استاتیک با یکدیگر از طریق ممبران باقی بمانند غلظت مواد زاید قابل عبور از ممبران در خون و مایع دیالیز یکسان خواهد شد و برداشت بیشتر مواد زاید دیگر رخ نخواهد داد. انتقال در دو طرف ممبران ادامه خواهد یافت اما حرکت در دو جهت یکسان خواهد بود. در عمل حین دیالیز از ایجاد تعادل غلظتی جلوگیری می شودو اختلالات غلظت بین خون و مایع دیالیز به حداکثر می رسد با پر شدن مداوم فضای حاوی مایع دیالیز با مایع جدید و جایگزینی خون دیالیز نشده به جای خون دیالیز شده. به صورت نرمال جهت حرکت محلول دیالیز و خون در صافی دیالیز مخالف با یکدیگر است. هدف از این حرکت خون و مایع دیالیز در جهت مخالف یکدیگر، به حداکثر رساندن اختلاف غلظت مواد زاید بین خون و مایع دیالیز در تمام بخش های صافی یا دیالیز است.
کلرانس صافی یا دیالیز برای خون کامل
غلظت مواد زاید در خونی که صافی یا دیالیز را ترک می کند کمتر از خونی است که وارد صافی می شود. برای مثال اگر غلظت نیتروژن اوره پلاسما در ورودی صافی 100 میلی گرم در دسی لیتر باشد در خروجی دیالیز غلظت آن 25 میلی گرم در دسی لیتر خواهد بود. اما کاری که صافی یا دیالیزر انجام می دهد به خوبی با میزان کاهش غلظت مواد زاید نشان داده نمی شود.اگر جریان خون آهسته باشد میزان بسیارکمی اوره برداشت می شود. برای بهتر نشان دادن مشخصات صافی، درصد کاهش غلظت خونی یک ماده زاید در میزان جریان خون عبوری از صافی ضرب می شود تا یک حجم فرضی از خون را به دست آورد که کاملاً از آن ماده زاید در هر دقیقه پاک شده است. در مثال بالا کاهش غلظت پلاسمایی نیتروژن اوره از 100 به 25 میلی گرم در دسی لیتر به معنی کاهش 75% در غلظت است. اگر جریان خون 200 میلی لیتر در دقیقه باشد پس 150 میلی لیتر در دقیقه خون (200*75%) به طور کامل از اوره پاک می شود.
یکی از نقاط قوت مفهوم کلرانس عدم وابستگی آن به غلظت مواد زاید در خون ورودی است، برای مثال اگر غلظت اوره خون ورودی 50 میلی گرم در دسی لیتر باشد، غلظت اوره خون خروجی 5/12 میلی گرم در دسی لیتر خواهد بود. اما درصد برداشت همچنان 75% و کلرانس اوره همچنان 150 میلی لیتر در دقیقه خواهد بود.
اثر اریتروسیت ها
در مفهوم کلرانس توضیح داده شد که خون به صورت یک ماده ساده در نظر گرفته می شود اما در عمل این مسئله مصداق ندارد چون جریان خون 200 میلی لیتر در دقیقه در واقع معادل جریان پلاسمای 140 میلی لیتر در دقیقه و جریان اریتروسیت ها 60 میلی لیتر در دقیقه خواهد بود (با هماتوکریت 30%) . آن چیزی که در ورودی و خروجی صافی اندازه گیری می شود سطوح پلاسمایی مواد زاید است.
برای اوره وجود اریتروسیت ها یک مشکل جدی نیست چون اوره به راحتی به داخل و خارج اریتروسیت ها انتشار می یابد . برای مثال اگر سطح پلاسمایی نیتروزن اوره در خروجی 25 میلی گرم در دسی لیتر باشد غلظت اوره در اریتروسیت ها به سطح کاهش می یابد.
برای کراتینین و بسیاری مواد دیگر مشکل پیچیده تر است چون این مواد به سرعت به تعادل نمی رسند بین پلاسما و اریتروسیت ها. بسیاری مواد دیگر مثل فسفات در پلاسما و اریتروسیت ها غلظت های متفاوتی دارند. برای این چنین موادی استفاده از سطح پلاسمایی در روش کلرانس خون برآورد خونی از میزان برداشت حین دیالیز نیست.
محاسبه کلرانس اوره موجود در آب خون
اوره دراریتروسیت ها و آب پلاسما حل می شود . حدود 93% پلاسما آب است (بسته بهغلظت پروتئین های ان ) و حدود 72% یک اریتروسیت نیز آب است. اما چون مقداری اوره در بخش غیر آب اریتروسیت ها نیز وجود دارد لذا در حدود 80%حجم اریتروسیت ها اوره وجود دارد. اگر جریان خون حدود 200 میلی لیتر در دقیقه باشد باهماتوکریت حدود 30% جریان مؤثر آب خون برای اوره به صورت زیر محاسبه خواهد شد.
جریان خون کامل - 200 میلی لیتر در دقیقه و هماتوکریت =30%
جریان پلاسما = (3%-1) 200=140 میلی لیتر در دقیقه
جریان آب پلاسما = 93% * 140 =130میلی لیتر در دقیقه
جریان آّ اریتروسیت ها = 8% * 60= 48 میلی لیتر در دقیقه
جریان آب خون = 130+ 48 = 178 میلی لیتر در دقیقه
اصلاح برای آب خون زمانی که از کلرانس صافی استفاده می شود جهت محاسبه اینکه چه میزان اوره حین یک جلسه دیالیز برداشت می شود مهم خواهد بود. در کل عدم اصلاح آب خون باعث حدود 10% افزایش محاسبه میزان برداشت اوره می شود. جهت اصلاح مقادیر آب خون (پلاسما و اریتروسیت ها) باید کلرانس خون کامل را در 894% ضرب کرد.
اثر هماتوکریت بر کلرانس اوره آب خون
افزایش هماتوکریت (برای مثال از 20% به 40%) تنها باعث کاهش مختصر کلرانس اوره آب خون می شود چون حجم مؤثر پخش اوره در اریتروسیت ها 80% و تقریباً مشابه پلاسماست یعنی حدود 93%.
اثر هماتوکریت بر کلرانس کراتینین و فسفر
افزایش هماتوکریت باعث کاهش کلرانس صافی برای کراتینین و فسفر می شود. برداشت کراتینین از اریتروسیت ها و پلاسما حین عبور از صافی ممکن است یکسان نباشد. وقتی هماتوکریت ازحدود 20% به 40% افزایش یابد برداشت کراتینین حدود 8% کاهش می یابد. برای فسفر این کاهش حدود 13% خواهد بود چون میزان فسفر در دسترس برای خروج از اریتروسیت ها کمتر از پلاسماست و نیز میزان خروج فسفر به خارج از اریتروسیت ها حین عبور از صافی آهسته است.
فاکتورهای مؤثر بر کلرانس اوره آب خون
شاخص های اصلی کلرانس آب خون دیالیز عبارتند از :
میزانجریان خون، میزان جریان محلول دیالیز و کارآیی صافی.
اثر میزان جریان خون
می توان تصور کرد که کلرانس خونی به نسبت مستقیم با میزان جریان خون افزایش یابد چون کلرانس به صورت زیر محاسبه می شود: میزان جریان خون ضرب در درصد کاهش سطح نیتروژن اوره پلاسمای عبوری از صافی، اما این مسئله تنها در بخشی درست است. وقتی میزان جریان خون افزایش یابد صافی یا دیالیزر نمی تواند اوره را با کارآیی مشابه برداشت کند در نتیجه سطح نیتروژن اوره پلاسما در خروجی صافی افزایش می یابد.
یک مثال را در نظر بگیرید: وقتی میزان جریان خون 200 میلی لیتر در دقیقه باشد و سطح نیتروژن اوره پلاسمای ورودی 100 میلی گرم در دسی لیتر وپلاسمای خروجی 25 میلی گرم در دسی لیتر باشد، کلرانس برابر خواهد بود با:
200*100/(25-100) 150 میلی لیتر در دقیقه
حال اگر میزان جریان خون به 400 میلی لیتر در دقیقه افزایش یابد سطح نیتروژن اوره پلاسمای خروجی افزایش خواهد یافت(میزان این افزایش وابسته است به کارآیی صافی) از حدود 25 به 50 میلی گرم در دسی لیتر. در این صورت کلرانس برابر خواهد بود با:
100/(25-100)*400= 200 میلی لیتر در دقیقه
پس افزایش 100% در میزان جریان خون (از 200 به 400 میلی لیتر در دقیقه) تنها باعث افزایش 33% در کلرانس اوره خون می شود از 150 به 200 میلی لیتر در دقیقه. برای دیالیز بالغین با سایز بدنی نرمال جریان خون اغلب بین 200 تا 600 میلی لیتر در دقیقه بوده و در امریکا جریان خون برای اکثر بیماران 500-350 میلی لیتر در دقیقه است اما دراروپا جریان خون کمتری مورد استفاده قرارمی گیرد.
اثر میزان جریان محول دیالیز
کلرانس اوره وابسته است به کیزان جریان محلول دیالیز نیز هست. افزایش جریان محلول دیالیز کارآیی انتشار اوره از خون به داخل محلول دیالیز را افزایش می دهد اما این اثر معمولاً خیلی زیاد نیست. میزان جریان معمول محلول یالیز 500 میلی لیتر در دقیقه است. جریان محلول دیالیز 800 میلی لیتر در دقیقه کلرانس اوره را حدود 12% افزایش می دهد در صورتیکه از صافی high efficiency استفاده شود و میزان جریان خون بیشتر از 350 میلی لیتر در دقیقه باشد.
اثر efficiency صافی
صافی high efficiency با یک ممبران نازک با سطح زیاد، سوراخ های باز و طراحی که تماس بین خون و محلول دیالیز را به حداکثر می رساند، درصد بیشتری از مواد زید را برداشت می کند نسبت به صافی های low efficiency. برای مثال در جریان خون 200 میلی لیتر در دقیقه، خونی که یک صافی high efficiency را ترک می کند ممکن است سطح نیتروژن اوره آن تنها با 5 میلی گرم در دسی لیتر باشد(در صورتیکه سرم نیتروژن اوره ورودی 100 میلی گرم در دسی لیتر باشد). در تصفیه 95% خواهد بود به جای 75% و کلرانس اوره صافی 190 میلی لیتر در دقیقه خواهد بود (از نظر آب خون اصلاح نشده است).
The Dialyzer Mass Transfer Area Coefficient (KoA)
کارآیی یک صافی در برداشت هر ماده به صورت یک عدد ثابت به نام KoA توضیح داده می شود. KoA اندازه گیری می شود به صورت یک میلی لیتر در دقیقه و عبارتست از حداکثر کلرانس احتمالی یک صفای در شرایط حداکثر میزان جریان خون و میزان جریان محلول دیالیز. صافی های با کارآیی معمول مقادیر KoA داخل آزمایشگاهی آنها برای اوره حدود 500-700 میلی لیتر در دقیقه می باشد، اما صافی های high efficiency مقادیر KoA اوره آنها بیشتر از 700 میلی لیتر در دقیقه است. در عمل مقادیر حداکثر کلرانس هرگز به دست نمی آید چون نمی توان به حداکثر میزان جریان خون حداکثر میزان جریان محلول دیالیز لازم رسید. اگر از یک صافی با KoA پایین استفاده شود (KoA= 400 میلی لیتر در دقیقه) با دو برابر کردن میزان جریان خون از 200 به 400 میلی لیتر در دقیقه کلرانس اوره آب خون تنها 26% افزایش می یابد(از 137 به 173 میلی لیتر در دقیقه). نکته بالینی این است که جهت رسیدن به افزایش قابل توجه در کلرانس با افزایش میزان جریان خون لازم است از یک صافی high efficiency استفاده شود.
اثر میزان جریان محلول دیالیز بر KoA
در تئوری KoA (کلرانس ماکزیمال صافی) تنها وابسته است به یک عدد ثابت نفوذپذیری ممبران برای یک ماده (Ko) ضرب در سطح مؤثر ممبران(A). KoA باید برای مقادیر مختلف میزان جریان خون و محلول دیالیز یکسان باشد. در عمل در حالی که KoA صافی با مقادیر مختلف جریان خون تغییر نمی کند اما با افزایش جریان محلول دیالیز از 500 به 800 میلی لیتر در دقیقه KoA افزایش قابل توجهی پیدا می کند. افزایش سطح مؤثر صافی با استفاده از مقادیر زیاد خون جریان محلول دیالیز احتمالاً به دلیل نفوذ بهتر محلول دیالیز به داخل لوله های hollow fiber است که باعث افزایش سطح مؤثر صافی می شود.
اثر وزن مولکولی بر کلرانس انتشاری
چون مواد با وزن مولکولی زیاد در داخل محلول ها به آهستگی حرکت می کنند لذا انتشار آنها از ممبران کم است. در نتیجه در حالی که اوره با وزن مولکولی 60 با کارآیی 75% از خون برداشت می شود برداشت کراتینین با وزن مولکولی 113 در حداکثر کارآیی تنها حدود 60% است، پس کلرانس کراتینین در جریان خون 200 میلی لیتر در دقیقه تنها 120 میلی لیتر در دقیقه خواهد بود. برای مواد با وزن مولکولی بیشتر مثل ویتامین B12 با وزن مولکولی 1355 میزان جریان خون 75% میزان ورودی است، لذا درصد برداشت 25% وکلرانس در جریان خون 200 میلی لیتر در دقیقه برابر 50 میلی لیتر در دقیقه خواهد بود. در مورد ویتامین B12 محدودیت صافی به سرعت ایجاد می شود و افزایش جریان خون به بیش از 200 میلی لیتر در دقیقه تنها اثر مختصری بر افزایش کلرانس مولکول های درشت تر دارد.
مولکول های بسیار درشت: مولکول های بسیار درشت مثل میکروگلوبولین با وزن مولکولی 11800 نمی توانند از سوراخ های ممبران های استاندارد low flux عبور کنند. لذا کلرانس صافی برای میکروگلوبولین صفر خواهد بود. اما ممبران های low flux دارای سوراخ های با قطر کافی برای عبور این ماده هستند. همچنین بعضی ممبران های دیالیز میکروگلوبولین را به روش جذب کردن برداشت می کنند. این که آیا استفاده از ممبران های low flux باعث بهبود نتایج بالینی می شود یا خیر در دست بررسی است.
ب- اولترافیلتراسیون
حین دیالیز اولترافیلتراسیون با هدف برداشت آب تجمع یافته در بدن به دلیل خوردن مایعات و یا ناشی از متابولیسم مواد غذایی دریافت شده در فواصل بین دیالیز انجام می گیرد. به طور معمول یک بیمار که سه بار در هفته دیالیز می شود بین فواصل دیالیز بین 4-1 کیلوگرم وزن اضافه می کند که باید حین دیالیز 4 ساعته برداشت شود. ببماران با over load مایع به صورت حاد ممکن است به برداشت سریعتر مایع نیاز داشته باشند، لذا نیاز بالینی برای اولترافیلتراسیون معمولاً بین 5/0 تا 5/1 لیتر در ساعت خواهد بود.